تبليغاتX
بنام تنها نیلو فر قلبم (رضا)
زمانیكه فكر میكنی تو7تا آسمون1ستاره نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری میکنه
       ورود عزیزترینم        بهترینم       تنها دلیل بودنم   

                  

                      در یک کلام زندگیم

 

               را به وبلاگم خوش آمد می گم

 

 

     محبوبم بی تو هیچم

 

k 

        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:17  توسط | 
اگر دستان بی رحم روزگار دستانمان را بست اگر رفتی.......... اگر رفتم.......... اگر

ماندی.......... اگر ماندم.......... ولی این را بدان ای امید فردایم یک نفر هر جای

دنیا به یادت است


+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 10:21  توسط سپیده (هستی) | 
 

 

 

خدا آخه چرا من

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 18:35  توسط سپیده (هستی) | 

از کجا شروع کنم ؟

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد


داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد


از کجا شروع کنم ؟


با اولین سلامش

معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد

او قلب مرا پر کرد

او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند


با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟


و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که

می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

و او آنجاست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 12:38  توسط سپیده (هستی) | 

نمی دانم چه می خواهم خدايابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می جويد نگاه خسته من چرا افسرده است اين قلب پرسوزز جمع آشنايان می گريزم به كنجی می خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تيرگی ها به بيمار دل خود می دهم گوش گريزانم از اين مردم كه با من بظاهر همدم و يكرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پيرايه بستند از اين مردم، كه تا شعرم شنيدند برويم چون گلی خوشبو شكفتندولی آن دم كه در خلوت نشستندمرا ديوانه ای بدنام گفتنددل من، ای دل ديوانه من كه می سوزی ازين بيگانگی ها مكن ديگر ز دست غير فرياد خدارا، بس كن اين ديوانگی ها

 وقتی غریبانه به تو می اندیشم و و قتی صادقانه برای دیدارت اشک می ریزم در میان دلتنگیم داد می زنم

  خدایا چه سخته جدایی چه سخته دوری از یار وتنهایی ولی سخت تراز آن انتظار است همان انتظاری که به   امیدمن اتصال میدهد یعنی ممکن است بار دیگر خوشبختی با او بودن را در آغوش بیگیرم ممکن بار       دیگر طعم شیرین با او بودن را بچشم خدایا مگر من چه گناهی به درگاهت کردم که قلبم را عاشق  آفریدی خدایا جرم من دوست داشتن است من این جرم را با جان و دل می پذیرم به شرط آن که مجازاتش رسیدن به او باشدخدایا من او را با ذره ذره وجودم دوست دارم او را با قلبم می پرستم با نگاهم ستایش می کنم خدایا ما را به عذاب جدایی و دوری مبتلا مکن من برای هر لحظه ای که با او باشم به اندازه هزار رو یک شب شهرزاد تو را شکر می گویم خدایا مرا با گناه دوست داشتن در آتش دوزخ بسوزان اما با ننگ بی وفایی به بهشت پریان مبر خدایا چرا دست سرنوشت این قدر بی رحم است که ضربان قلبم , اکسیژن نفسم , مایع حیاتم , عشقم را از من جدا ساخته و در دستان دیگری گزارده خدایا این عشق از آن من است تا قیام قیامت به انتظار اویم من این لحظه سخت و تلخ انتظار را به امید رسیدن به او تحمل می کنم من زهر کشنده جدایی را ذره ذره در وجودم فرو می برم شلاقهای شکنجه گر سرنوشت را بر تن رنجورم به یادگار می برم تنها به امید رسیدن به اوخدایا من او را بعد از تو می پرستم او را به من بازگردان... او را به من بازگردان

من قصه گوی عشقم تــــــو بهتریـــن کـــلامی قشنـــــــگترین خیالی کــــــه هر نـــفس باهامی وقتی تویـی کنــــــارم آسمــــــون آبـــی رنگــــه مــــیام به دیدن تـــــو دنــــیا بــا تــــــو قشنــگه بـرای دیــــــدن تـــــو دست می گیرم فانوس ماه طلسم راهو می شکنم می گذرم از شب سیـــــــاه به گوش کوه و در و دشت اسمتو فریاد می زنم

نميدونم غمگينم يا دلم اسيره وقتي كه يادت ميكنم گريه ام ميگيره اونا كه عاشقن ميدونن چي ميگم من از فرط عشق آدم گاهي ميخواد بميره خداي من دوست داشتن به اين اندازه ميشه واسه كتاب عشق يه فصل تازه اونا كه قصه هاي عاشقونه خوندن ميگن كه عشق ما دو تا افسانه سازه از جون گذشته مثل من مشكل نداره درياي عشق من به تو ساحل نداره وقتي كه صحبت صحبت پاكي درياست رفع عطش با آب بي حاصل نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 12:32  توسط سپیده (هستی) | 
 

   بـا تـو آغــاز مـي کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـومـي نـو يــسـم قــصــه اي تــازه از الهـام تـواي

 

     شروع دلـپــذيـر مثل خورشـيد بي نـظـيـربه تو تـقـديـم مي کنـم عشـقو از مـن بـپـذيراي

 

   قــشــنـگ تـرين بـهانه واسـه گفتن ترانه مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم در

 

    اين غربت شـبـانـه با صــداقـت عاشـقـانه قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم اي طـلـوع

 

   مـــاندگار گـل هـمــيـشــه بــهــاربه تو تقديم مي کنم هر چه هست در روزگارگفتـه ها ناگفـته هـا

 

    هـر چـه هست در باورم بـه تــو تــقــديــم مـي کــــنـم آرزوي آخــرم اي قــشــنـگ تـرين بـهانه

 

   واسـه گفتن ترانه مـن يـه عـشـق جاودانه به تو تقديم مي کنم در اين غربت شـبـانـه با صــداقـت

 

     عاشـقـانه قلـبـمـو بـا ايـن تـرانـه به تـو تقديـم مي کـنم خدا جون تو و بهار تو رو دوست دارم

 

 

   هر چی عطر گل یاسه مال توهر چی احساسه نیازه مال من هر چی حرفای قشنگه مال توهر چی گوشه و

  

   کنایست مال من هر چی آهنگه قشنگه مال توصدای ساز شکسته مال من کوه بیستون با نقشش مال

 

   توهمه تیشه و رنجش مال من هر چی آسمون صافه مال توهر چی ابرای سیاهه مال من هر

 

    چی روزای بلنده مال تویه شب سیاه ابری مال من اون شبای پرستاره مال تویه دونه ماه و نشونش

 

   مال من هر چی دریاست توی دنیا مال تویه چیکه قطره بارون مال من تموم رنگای عالم مال تویه

 

   دونه رنگ قشنگش مال من دوتاچشمای سیاهم مال تویه دونه خنده نازت مال من تموم عشق و امیدم

  

    مال تویه دونه بوسه گرمت مال من هر چی خاطرات خوبه مال تویه تیکه دفتر کهنه مال من هر چی

 

   شادی، هر چی خنده ست مال توتموم غصه عالم مال من هر چی بوده و نبوده مال تویه دونه آلبوم 

                                                                 خالی مال من

 

سکوت را می پذیرم
اگر بدانم روزی با تو ســــخن خواهم گفت

تیره بختی را می پذیرم

اگر بدانم روزی چشمان تو را خواهم سرود

مـــرگ را می پذیرم

اگر بدانم روزی تـــــــو خواهی فهمید کـه....

دوسـتت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 12:25  توسط سپیده (هستی) | 

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

سکوت کوچه های تاریک جانم گریه می خواهد

تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد

ببار ای ابر باران زا میان شعر های من

که بغض آشنای آسمانم گریه می خواهد

چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی

که حتی گریه های بی امانم گریه می خواهد

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons 

 

 

 

 

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 15:13  توسط سپیده (هستی) | 

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست،

 همه دريا از آن ما كن اي دوست،

 دلم دريا شد و دادم به دستت،

 مكش دريا به خون پروا كن اي دوست

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 17:31  توسط سپیده (هستی) | 
  

ای عشق مدد کن که به سامان برسم

همچو قطره ی باران به دریا برسم

یا من برسم به یار یا یار به من

یا هردو بمیریم و به پایان برسیم

 

 

 

آن که می گوید دوستت دارم

 

             دل اندوهگین شبی ست

 

 

                               که مهتابش را می جوید

 

                                                            ای کاش عشق را

 

                                                                                زبان سخن بود.

                            

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:7  توسط سپیده (هستی) | 

 

دلم می خواهد بوسه ای برگونه هایت بنشانم

وبه آن چشمان سیاه تاابدخیره بمانم

دلم می خواهدکنارتو،درتوودراطراف توباشم

عشق توهرگزدلم راترک نخواهد کرد

رایحه ات درهوا پخش است

تورامی بویم ومی خوابم

 

   

  اگر اشک بودم با چشمان خیسم دستان تو را میبوسیدم

اگر عشق بودم در قلب مهربانت خانه ای پیدا میکردم  

اگر یاد بودم ...یاد تو را همیشه داشتم

 

 

 

      

              

 

بلبل نیستم که به هر شاخه ای غوغاکنمشمع هستم جان را فدات میکنم  
روزگاری است که من طالب رخساره توامفکر من باش که در این شهر گرفتاره توام  
 گفته بودی که طبیب دل بیماره منی پس طبیب دل من باش که بیمار توام
 

 

 

د.

 

 

عله

 

ن شعله ور شد.

 

با من غریبگی نکن با من که در گیر تو ام

چشمات و از من بر ندار من مات تصویر توام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 18:46  توسط سپیده (هستی) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!منتظر نظرات زیبای شما هستم

پیوندهای روزانه
http://sms.parsonline.net/sms.php
غریبی آشنا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
انسانم سر شار از احساس
پسر 26
رنگ احساس( امیر خان دوست صورتیه من)
بهترین وبلاگ در ایران (امیر جان)
عاشقانه های دو دل تنگ(دوتا دل تنگ)
دهکده غم(سعید جان)
(کسی که تنهات نمی ذاره و می خواد تنهاش نذاری)
برای عشقم... (گیلیلییم دونیا بویو فلک دن)
(ضحاک جان)
دیوانه ی دوست داشتنی (یحیی جان)
عشق من(A-rmin)
مرکز بزرگ کد آهنگ برای وبلاگ
یه رشتیه عاشق رشت(میلاد جان)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اگه يه روز فهميدي دل هزار نفر برات تنگ شده... بدون اوليش منم اگه يه روز فهميدي دل صد نفر برات تنگ شده.... بدون اوليش منم اگه يه روز فهميدي دل ده نفر برات تنگ شده... بدون اوليش منم ا گه روز فهميدي دل يه نفر برات تنگ شده... بدون اون منم اگه يه روز فهميدي كه كسي دلش برات تنگ نشده... بدون من مردم دوست دارم مهربانم